بدون عنوان
بدون عنوان
دیروز عصر با مایسا و آوا اومدی محل کار مامان .همون یه بار که آوردمت مث اینکه خوشت اومده حسابی از محل کارم. من که نیستم هی به خاله میگی بریم کار مامانی .
نویسنده :
آمنه
8:21
بدون عنوان
بدون عنوان
دخ ترم دیروز تعطیل بود بیکار بودیم هم من هم بابایی گفتیم تو رو یه جایی ببریم که خوشت میاد .منم ازخودت سوال کردم مامانی امروز کجا بریم تو هم فورا گفتی خونه نینا و لیحه منظورت خونه عمو ابراهیم بود دختراش مینا و ملیحه که تو بهشون میگی نینا و لیحه دیروز حسابی بهت خوش گذشت زیاد بازی میکردی و شاد بودی.
نویسنده :
آمنه
8:31







